موضوعی که برای فعالیت در بازار سرمایه اهمیت ویژهای دارد، یادگیری روشهای تحلیل بازار است تا با کمک این روشها بتوان به تحلیل و بررسی بازار سرمایه و سهمهای مختلف پرداخت، سهام ارزشمند را برای خرید انتخاب کرد و در عین اولویت قراردادن حفظ اصل سرمایه، به سود رسید. در این مقاله قصد داریم شما را با کلیات روشهای تحلیل بازار سرمایه آشنا کنیم که در مجموع به دو دسته تحلیل تکنیکال و بنیادی تقسیم میشوند.
تحلیل تکنیکال
به تجزیه و تحلیل یک سهم بر اساس نمودار قیمت و حجم معاملات و پیشبینی آینده یک سهم براساس رویدادهای گذشته آن، تحلیل تکنیکال میگوییم.
این تحلیل بر سه فرض اصل استوار است:
◾ همه چیز در قیمت سهم لحاظ شده است.
◾ قیمتها بر اساس روندهای مشخصی حرکت میکنند.
◾ تاریخ و روندها تکرار میشوند.
انواع نمودارها در تحلیل تکنیکال
نمودار قیمت یک دارایی، تغییرات قیمت آن دارایی را در طول زمان نشان میدهد. این نمودارها انواع مختلفی دارند که عبارتند از:
◾ نمودار خطی
◾ نمودار میلهای
◾ نمودار شمعی یا کندل استیک
◾ نمودار شمع توخالی یا هالو چارت
◾ نمودار هیکن آشی
نمودار خطی
این نمودار از سادهترین نمودارهای قیمتی است و از اتصال تعدادی از نقاط به یکدیگر ایجاد میشود. این نقاط، قیمت پایانی یک دارایی در تایمفریمی معین است، بنابراین این نمودار تنها قیمتهای بسته شدن یک بازه معاملاتی را نشان میدهد. البته میتوان این نمودار را با استفاده از قیمت باز شدن، کمترین قیمت یا بیشترین قیمت هم رسم کرد.
نمودار میلهای
این نمودار از خطهایی عمودی ایجاد میشود که هر کدام از آنها دارای یک خط کوچک در سمت راست و یک خط کوچک در سمت چپ خود هستند. خط کوچک سمت چپ، قیمت باز شدن دارایی در تایم معاملاتی مورد نظر و خط کوچک سمت راست، قیمت بسته شدن در آن تایم معاملاتی را نشان می دهد.
ابتدا و انتهای خط عمودی هم نشاندهنده بالاترین و پایینترین قیمتی است که آن دارایی در تایم معاملاتی مد نظر در آن معامله شده است. این میلهها با توجه به اینکه قیمت بسته شدن و باز شدن سهم در چه وضعیتی نسبت به هم قرار دارند، به رنگ سبز و قرمز نمایش داده میشوند. اگر قیمت باز شدن پایینتر از قیمت بسته شدن دارایی باشد، میله به رنگ سبز و اگر قیمت باز شدن بالاتر از قیمت بسته شدن آن باشد به رنگ قرمز نشان داده میشود.
نمودار شمعی یا کندل استیک
در بین نمودارهای موجود در تحلیل تکنیکال، نمودار شمعی اطلاعات بهتر و بیشتری را نسبت به نمودار میلهای ارائه نمیدهد اما نحوه ساختار و نمایش آن به گونهای است که روند قیمتی را بهتر نشان داده و از این طریق، تشخیص روند را آسانتر میکند. رنگ کندلها در نمودار شمعی کاملاً مشابه نمودار میلهای است و پایین بدنه شمع در کندلهای سبز، نشاندهنده قیمت باز شدن، بالای بدنه، نشاندهنده قیمت بسته شدن، پایینترین قسمت سایه پایینی، نشاندهنده پایینترین قیمت و بالاترین قسمت سایه بالایی، نشاندهنده بالاترین قیمت در تایم معاملاتی مورد نظر است.
مهمترین مفاهیم تحلیل تکنیکال
برای آشنایی با تحلیل تکنیکال، بد نیست با برخی از مفاهیم پایهای و مهم این روش تحلیل و بررسی بازار سرمایه بیشتر آشنا شویم:
حمایت و مقاومت
حمایت و مقاومت سطوحی هستند که برای فعالان بازار سرمایه اهمیت بسیار زیادی دارند. سطوحی داینامیک یا استاتیک است که با رسیدن قیمت به این سطوح، انتظار برگشت قیمتی را از نمودار داریم. با رسیدن به سطوح حمایت، میزان تقاضا افزایش پیدا کرده و همین امر موجب افزایش قیمت میشود. در سطوح مقاومت نیز با رسیدن قیمت به این سطوح، میزان عرضه افزایش پیدا میکند و این موضوع موجب کاهش قیمت خواهد شد.
روند قیمتی
روند قیمتی از دیگر مفاهیم مهم در تحلیل تکنیکال است که جهت کلی حرکت قیمت یک دارایی را نشان میدهد. روندهای قیمتی در بازار سرمایه به سه دسته صعودی، نزولی و خنثی تقسیم میشوند.
روند صعودی
در روند صعودی، هر سقف بالای سقف قبلی و هر کف بالاتر از کف قبلی شکل میگیرد.
اندیکاتورها
اندیکاتورها از جمله مهمترین ابزارهای تحلیل تکنیکال به شمار میروند. اندیکاتورها با استفاده از دادههای قیمتی و حجم معاملات، محاسباتی انجام میدهند و با نمایش نتیجه محاسبات، کمک میکنند تا بهتر و با دقت بیشتری شرایط بازار را تفسیر و پیشبینی کنیم. از پرکاربردترین اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال میتوان به میانگینهای متحرک، RSI، MACD، ATR، ADX و… اشاره کرد.
الگوهای قیمتی
الگوهای قیمتی، الگوهایی نموداری هستند که به تحلیلگران کمک میکنند تا آینده روند قیمتی سهم را پیشبینی کرده و بر مبنای این پیشبینی خرید و فروش کنند. این الگوها به دو دسته الگوهای کلاسیک و الگوهای هارمونیک تقسیم میشوند. الگوهای پرچم، کنج، مثلث، مستطیل، فنجان و دسته، سر و شانه، کف و سقف دو قلو و سه قلو از جمله الگوهای کلاسیک هستند. اما الگوهای هارمونیک با تلفیق اعداد فیبوناچی و اشکال هندسی شکل میگیرند و از جمله آنها میتوان به الگوی AB=CD، الگوی خفاش، الگوی گارتلی، الگوی خرچنگ و الگوی پروانه اشاره کرد.
تحلیل بنیادی
تحلیل بنیادی یکی از مباحث مهم و کاربردی بازار سرمایه است که سرمایهگذاران با یادگیری و استفاده از آن میتوانند وضعیت عملکرد یک شرکت را با استفاده از دادههای اطلاعاتی و صورتهای مالی بررسی کرده و پس از تکمیل تحلیل، ارزش ذاتی سهام آن شرکت را برآورد کنند. در نهایت با مقایسه ارزش ذاتی دارایی مورد نظر با قیمت فعلی آن در بازار، به نتیجه رسیده و در خصوص خرید، فروش یا نگهداری سهم شرکت، تصمیمگیری کنند.
انجام تحلیل بنیادی با دو رویکرد امکانپذیر است:
رویکرد بالا به پایین
در این رویکرد، تحلیل را از کل به سمت جزء پیش میبریم و در واقع ابتدا به تحلیل اقتصاد کلان میپردازیم. در ادامه، صنایع را بررسی کرده و صنعتی که برای سرمایهگذاری مناسب است انتخاب میکنیم. در مرحله بعد، نمادهایی که در این صنعت فعالیت دارند را مورد بررسی قرار داده و بهترین شرکت را از نظر بازدهی و سودسازی انتخاب میکنیم. در این بخش باید سهم مورد نظر را تحلیل کرده و به نتیجه نهایی برسیم.
رویکرد پایین به بالا
در این رویکرد، کاملاً عکس رویکرد بالا به پایین عمل میکنیم. در ابتدا شرکت مورد نظر، سپس صنعتی که شرکت در آن فعالیت دارد و در آخر اقتصاد کلان بررسی خواهد شد و مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد.